سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
185
تاريخ ايران ( فارسى )
مزبور انتقادات چند وارد است يكى اينكه معلوم مىشود هرودوت نميدانسته كه كوروش ( چنان كه بعد مذكور خواهيم داشت ) پادشاه انشان بوده است . داستان زن چوپان هم يقينا ناشى از همان قصههاى ايرانى است كه پادشاه بزرگ ايشان شير ماده سگ خورده است نظير رومولس « 1 » و ريموس « 2 » كه ماده گرگى آنها را پرورش داده است و احتمال دارد كه هرودوت نميدانسته است كه در كيش زردشتيان سگ احترام مخصوص دارد و بنابراين ماده سگ محترم افسانهء اصلى بواسطه بيخبرى مورخ يونانى بدل به زن مسماة به اسپاكو گرديده است ليكن همين اشتباه هم دليل بر صادق القول بودن هرودوت مىباشد و معلوم ميسازد كه چقدر دقيق و مقيد بوده است بر اينكه اخبار را بدرستى و مطابق با اصل نقل نمايد و درواقع اگر كتاب ابو المورخين نبود اطلاعات ما در باب وقايع آن دورهء تاريك نواقص بسيار ميداشت . معلومات جديده در باب تاريخ ايران تا اين اواخر داستان فوق عموما محل تصديق بود اما مكشوف شدن استوانههاى نبونيد و كوروش به كلى مطلب را تغيير داده و اينك ما با معلومات حاصلهء از آن اسناد مهمه واقعه را نقل خواهيم نمود . چنين به نظر ميرسد كه در فارس هم مانند ماد مرد بزرگى پيدا شده قبائل عديدهء مختلفهاى را متحد نموده ملت واحدى تشكيل داده است ولى در اينمورد دورى از دول متمدنهء ناحيهء دجله و فرات پيشرفت نظم و تمدن را بتأخير انداخته است . هخامنش مؤسس خاندان سلطنتى مؤسس سلطنت پارس هخامنش است كه از امراى پاسارگاديها بود . پايتخت او شهرى بوده است موسوم به همين نام كه خرابههاى آن متعلق به زمان كوروش كبير هنوز باقى است ، از خود هخامنش كه سلسلهاى بنام وى خوانده شده كارهائى معلوم نيست ليكن محترم بودن او دليل بر اينست كه او طوائف مختلفهء پارس را قبل از آنكه بعرصهء تاريخ قدم بگذارند در تحت يك ملت درآورده و پسرش چيشپيش از ضعف دولت ايلام بعد از مغلوبيت وى بدست آشور بانيپال استفاده كرده ناحيهء موسوم به انشان را كه در فصل چهاردهم مذكور داشتهايم متصرف شد
--> ( 1 ) - Romulus . ( 2 ) - Remus .